dastan-kootah

خرید بک لینک

فقر

پسر از راه کلاس زبان به خانه برمیگشت.صدای بوقهای فراوان ماشینها و ویراژهای موتورها داخل عابر پیاده اعصابش را خرد کرده بود.به یک جای خلوت و ساکت نیاز داشت که آرامشش را بازیابد.ساعت حدود هفت بعد از ظهر بود.هوا داشت تاریک میشد.بر سرعت قدمهایش افزود.در دل اهنگی را زمزمه میکرد.

dastan-kootah...

ما را در سایت dastan-kootah دنبال می‌کنید

برچسب: فقر,داستان کوتاه های نویسنده وبلاگ,روزبه عقیلی,dastan,kootah,وبلاگ,نیلوبلاگ, نویسنده: روزبه عقیلی بازدید: 1579 تاريخ: شنبه 23 شهريور 1392 ساعت: 13:23

کنه

پسر با لبخندی رضایت آمیز به شاگردش که پشت پیانو نشسته و آهنگی رمانتیک را می نوازد،نگاه میکند.آهنگ تمام میشود.دختر و پسر پشت میزی که رویش دو چای،شیرینی تر و میوه ی تازه گذارده شده،مینشینند.

-خوب میزنی.بهتر شده کارت.

-مرسی امیر.همش به لطف توئه.

دختر دست پسر را نوازش میکند.امیر لیخند میزند.پس از نوشیدن چای و خوردن میوه،امیر آماده ی رفتن میشود.دختر تا دم در امیر راهمراهی میکند.

dastan-kootah...

ما را در سایت dastan-kootah دنبال می‌کنید

برچسب: کنه,داستان کوتاه های نویسنده وبلاگ,روزبه عقیلی,dastan,kootah,وبلاگ,نیلوبلاگ, نویسنده: روزبه عقیلی بازدید: 2141 تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 10:14

صفحه بندی

نظر سنجی

بÛx8cشتر از کداÙx85 داستاÙx86 Ø®Ùx88شتاÙx86 Ø¢Ùx85دÙx87 استØx9f

خبرنامه